وای نه خدایا بازم درد سر چرا دست از سر کچل من بر نمیدارن تا میخوام خودمو عوض کنم ازون حالو هوا بیام بیرون درد سرا شروع میشن.
وای نه خدا دیگه اعصابشو ندارم هر روز سر درد درگیری آبرو ریزی بسه دیگه.
تهایی بدبیاری مشکلات تاریکی این چیزا رو خوب فهمیدم تو زندگی بهم سر بزن
حتمآ
بنال بینم چی شده، زود باش, فضول مرگ شدم.
بابا از دست این پسرا دیگه میرن تو در نمیان.
سلام مرسی اومدی وبلاگم کاملا با نظرت موافقم خاطره هاتم خوندم باحال مینویسی اتفاقارو
سلام عزیزم مرسی شما لطف داری
سلام فرنوش گلهکچل کردی به سلامتی!راس میگی چرا پسرا بعضی هاشون این جوری اند...........
فعلآ نه نتونستم تصمیم بگیرم ولی احتمالش زیاده امو بزنم.بعضی هاشون نه همشون
سلامفرنوش جون خوبی ؟ من که با دیدنه طراوته بلاگت خوبتر شودم خیلی جالب نوشتی . بهم سر بزن شاید نظره تو هم در مورده بلاگه منم اینطور باشه. آرش:
سلام مرسی.شما لطف داری.حتما
بلینک تا بلینکمت!
باشه خوب چرا میزنی؟ لینکت میکنم
ممنون بهم سر زدی لطفا با تا شقایق هست... بلینکم عزیزم منم به اسم وبلاگت میلینکمت
خواهش میکنم. چشم
تو پست قبلی "گیر کرده" بودی توی کوتاه کردن موهات.بالاخره کچل کردی؟! مبارکه. فک کنم بهت بیاد!this is just fun
نه بابا چه کچلی. میخوام امویی بزنم
سلام فرنوش جون خیلی شرمنده که نتونستم ازت پذیرایی کنم انشالله دفعه بعد که بیای جبران میکنم.آرش:
بچه ی بد چرا ازم پذیرایی نکردی؟هان!
[گل] در این خاک زرخیز ایران زمین نبودند جز مردمی پاک دینهمه دینشان مردی و راد بود کزان کشور آزاد و آباد بودبزرگی به مردی و فرهنگ بود گدایی در این بوم و بر ننگ بوداز آن روز دشمن به ما چیره گشت که ما را روان و خردتیره گشتاز آن روز این خانه ویرانه شد که نام آورش مرد بیگانه شدبسوزد گرت در آتش جان و تن به از بندگی کردن و زیستناگر مایه زندگی بندگیست دوصد بار مردن به از زندگیست [گل]
مرسی از شعر قشنگت!
تهایی بدبیاری مشکلات تاریکی این چیزا رو خوب فهمیدم تو زندگی بهم سر بزن
حتمآ
بنال بینم چی شده، زود باش, فضول مرگ شدم.
بابا از دست این پسرا دیگه میرن تو در نمیان.
سلام
مرسی اومدی وبلاگم
کاملا با نظرت موافقم
خاطره هاتم خوندم باحال مینویسی اتفاقارو
سلام عزیزم
مرسی شما لطف داری
سلام فرنوش گله
کچل کردی به سلامتی!
راس میگی چرا پسرا بعضی هاشون این جوری اند...........
فعلآ نه نتونستم تصمیم بگیرم ولی احتمالش زیاده امو بزنم.
بعضی هاشون نه همشون
سلام
فرنوش جون خوبی ؟ من که با دیدنه طراوته بلاگت خوبتر شودم خیلی جالب نوشتی . بهم سر بزن شاید نظره تو هم در مورده بلاگه منم اینطور باشه.
آرش:
سلام مرسی.شما لطف داری.حتما
بلینک تا بلینکمت!
باشه خوب چرا میزنی؟ لینکت میکنم
ممنون بهم سر زدی لطفا با تا شقایق هست... بلینکم عزیزم منم به اسم وبلاگت میلینکمت
خواهش میکنم. چشم
تو پست قبلی "گیر کرده" بودی توی کوتاه کردن موهات.
بالاخره کچل کردی؟! مبارکه. فک کنم بهت بیاد!
this is just fun
نه بابا چه کچلی. میخوام امویی بزنم
سلام فرنوش جون خیلی شرمنده که نتونستم ازت پذیرایی کنم انشالله دفعه بعد که بیای جبران میکنم.
آرش:
بچه ی بد چرا ازم پذیرایی نکردی؟هان!
[گل] در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و راد بود
کزان کشور آزاد و آباد بود
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود
از آن روز دشمن به ما چیره گشت
که ما را روان و خردتیره گشت
از آن روز این خانه ویرانه شد
که نام آورش مرد بیگانه شد
بسوزد گرت در آتش جان و تن
به از بندگی کردن و زیستن
اگر مایه زندگی بندگیست
دوصد بار مردن به از زندگیست [گل]
مرسی از شعر قشنگت!