وای چقد حال کردم با این حرف زی زی میگه:هرچی قر عشقیه زیر چادر مشکیه
واما.....پارمیدا!
چند وقتی بود با یکی از دوستام که خیلی خیلی دوسش دارم قهر بودم دیروز آشتی کردیم.
حالا دست دست قر قر سوت آها آها آهاآها... بسه دیگه گولنجه چیه اونام شکست.
.
.
.
قضایارو از اونجایی شروع میکنیم که دیشب من خر کیف شدم ی لحظه . ی لحظه بد فسیدم آخ خدا باز خاطراتو ازین کس شعرا گفتم چیکار کنم چیکار نکنم گفتیم ی دلی از عزا در بیاریم خلاصه اینکه بسات راه انداختیم خوردیم ی دل سیر جای همتون خالی به سلامتی همه ی برو بکس.
سلام فرنوش جون
اولا نوشه جونتون دوما پس ما چی ؟ تنها تنها ؟ انشالله که همیشه خوش باشی با دوستات .
در ضمن خیلی جوکی.
و علیکم.
نه پس جفتکی.
جوک عمته
جوک عمته
قیافه رو ببین توروقرآن
با کی بودی؟
میخاستم بنویسم پدرسوخته تو که دیشب تا نصف شب داشتی با من حرف میزدی بعد یادم اومد که اون پریشب بوده!
بله دیگه! مگه همینجوری نیس؟ طرف چادر سر میکنه بعد فقط خدا میدونی اون زیر چه غلطی می کنه.
دوسیدن مجددتون مبارک.
حق با شماست
مرسی!