ی7خط روزگار درعین سادگی

دختری که اول بوس بر لبت زد دلیل بر خراب بودنش نیست!

ی7خط روزگار درعین سادگی

دختری که اول بوس بر لبت زد دلیل بر خراب بودنش نیست!

تحقیر...!

خسته شدم از تحقیرای مادرم همه ی بد بختیا ی طرف طعنه زدن مامانم طرف دیگه هی بابا بسه دیگه. 

مادر من تا کی میخوای منو با دیگران مقایسه کنی بابا من همینم که هستم میتونم کمتر باشم ولی نمیتونم بیشتر ازین که هستم باشم. 

 

دیشب برگشته میگه بشین کنکورتو بخون فکر کردی حالا ثبت نامت کردیم سما همه چی تموم شد؟ بدبخت این بدون کنکوره مدرکش به درد نمیخوره حالا همه جام میشینی با آب و تاب میگی میرم دانشگاه دلت خوشه دانشجویی. 

عمه هاتو ببین درس نخوندن هیچ گ.و.هی نشدن حالا ببین دختر عموشونو دختره 23.24سالشه داره فوق لیسانس میخونه خودشم کجا تو جایی مثل تهران تنهایی دختره به اون سنو سال نمیدونه پنکک چیه رژ چیه ریمل چیه اونوقت تو ماشالا با تمام جزئیات میشناسیشون. اگه الان تو بودی باید یکیم پشت بندت میومد تهران جمت میکرد خودتو گم میکردی!  

اینم منم! خب مامان هرکی جای من باشه تو اون تهران به این بزرگی گم میشه دیگه حالا بیاد جاییرم بلد نباشه دیگه وا ویلا  

مامان خوبه حاضر جوابیرم بلدی 

من! نه پس بشینم به حرفای تو گوش کنم همه چی بارم کنی؟ 

میخواستی موقعی که حامله بودی چیزای مفید بخوری منم عقلم زیاد شه به من چه که تو ویاره دوغ کرده بودی! دوغ میخوری منم اینجوری شفته میشم 

تا دختره درس خون میبینه منو با اون مقایسه میکنه همین که اون دختره ی کاره بدی میکنه میگم مامان مقایسه نمیکنی ؟ نه ولش کن دختره بدیه! نیس دختره خودت خیلی خوبه! 

شیطونه میگه مثل اون پنج باری که خود کشی کردی شوک وارد کردی هواتو داشتن ی بارم وارد کن! 

ی بار دوستم میخواست خود کشی کنه 1بسته قرص سرما خوردگی خورد 3روز بستری شد منم اومدم توزه شو زیاد کنم 3بسته خوردم  گوش شیطون کر هیچی نشد که هیچ تا به امروز اثری از سرما خوردگی در بنده وجود ندارد! 

اما آخرین بار 2 بسته قرص تشنج خوردم تا مغزم گوزید تا اثرش  رفت از بدنم این شوک خیلی سنگینی بود ی روز مفصل توضیحش میدم! 

خب دیگه دارم واسه صبحانم قرمه سبزی میخورم اگه اجازه بدین....! 

د برو دیگه اه اه...! 

نظرات 6 + ارسال نظر
رابین یکشنبه 25 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:04 ق.ظ http://www.kojag.blogfa.com

این همون مامیه؟
مامی من فلانه؟
مامی من بیساره؟
آره؟
سرکوفت خیلی بده
این شکلکای بلاگ اسکای چه باحاله
آدم دوس داره هی شکلک بذاره الکی
چرا قایفت اینجوریه؟
اخماتو واکن بابا
چرا فش میدی؟
خودتی
والا بقران
مامانش بدوبیراه بارش میکنه میاد غرغرشو اینجا میکنه
خب همه شکلکارم استفاده کردم بجز یکیش
اینم از آخریش

حالت اصلا خوش نیس!

پارمیدا یکشنبه 25 دی‌ماه سال 1390 ساعت 10:27 ب.ظ

گوز بخوری!
واسه صبونه قرمه سبزی؟!

آره مگه بده؟

zizi یکشنبه 25 دی‌ماه سال 1390 ساعت 11:45 ب.ظ http://sayeiesokut.blogfa.com

عرضی نداریم, حرفهایمان را زده ایم, قصدمان فقط اظهار وجود میبود.

بله شما عرض هایت را فرمودی خیلی هم تاثیر داشت

شقایق دوشنبه 26 دی‌ماه سال 1390 ساعت 10:05 ق.ظ http://bikaranegi.blogsky.com

سلام فرنوشی میفهممت شدید!
من درسم خیلی خوب بود دانشگاه دولتی هم قبول میشدم ولی چون نمیتونستم تهران بزنم بابام نذاشت انتخاب رشته کنم و...
حالا گاهی غفلت و ندونم کاریه خودشونو به من سرکوفت میزنن بخدا انقدر شبا به بخت گندم لعنت میفرستمو گریه میکنم حد نداره آیندم تباه شد تموم انگیزم واسه زندگی از بین رفت و حالا شدم مرده متحرک الان که ای نظرو واست دارم مینویسمم گریم گرفته!!!!
میفهمم سرزنش و تحقیر چه بده و از اون بدتر اینه که آدمو اونجور که هست نخوان....
من بلد نیستم دلداری و امیدواری بدم فقط باهات همدردی میکنم و میگم فرنوشی این نیز بگذرد...

انقد مقایسه کردم که افت تحصیلی کردم تو رشته ای که خودم میخواستم نتونستم درس بخونم مامانم رشتمو انتخاب کرد!
چه میشه کرد ایشالا بچه هامون از ما که گذشت!

احسان دوشنبه 26 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:11 ب.ظ http://bestworldblog.blogsky.com/

ای روزگار...

ای...

دختری در آغوش خدا چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 ساعت 12:42 ب.ظ http://www.72i.blogfa.com

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد